شب هشتم محرم ۱۳۹۶

یادمه بچه بودم مادر من پیرهن مشکی تنم کرد

حمید علیمی

۷۸۳۱۷
۱۷۸۶۷
۰
یادمه بچه بودم مادر من پیرهن مشکی تنم کرد
منو سینه زنم کرد
ازهمون اولشم روضه خون یه آقای بی کفنم کرد
منو سینه زنم کرد
برا اینکه نباشه پرچمی غیر از علم تو روی دوشم
اینو خونده تو گوشم
که فقط محرما برای تو مشکی بپوشم
پیرهن مشکی و مادرتو برام دوخته
خوش به حال دل من تو روضه هات سوخته
روضه های تو به من یه درس خوب داده
گریه کردن و به ما خواهرت آموخته
دوسش دارم بوللهه
عشق من ابی عبداللهه