شب اول فاطمیه دوم ۱۳۹۴

مادر چرا چشات یه کاسه خونه

جواد مقدم

۲۵۴۳۰
۳۳۳۱
۴
مادر چرا چشات یه کاسه خونه
نگات همش به سمت آسمونه
میخوای نشون بدی که خوبه حالت
همین چیزا قلبمو میسوزونه
شرمندتم که مادر تو کار خونه کردی
با دستی که شکسته موهامو شونه کردی
غربت و سوز و آهت ، غم داره تون نگاهت
الهی که بمیرم کبوده روی ماهت
ای مادر جوونم
ای یاس قد کمونم

این بغضه که راه گلومو بسته
من زینبم با یه دل شکسته
بگو به من چی به سرت آوردن
که میخونی نمازتو نشسته
لگد زدن به پهلوت ، چرا کبوده بازوت
دستت بالا نمیاد زخمی شده سر و روت
پیر شدی تو جوونی ، ای ماه آسمونی
کاش نمیدیدم ای وای گوشواره هاتو خونی
ای مادر جوونم
ای یاس قد کمونم

بابامو تو کوچه ها میکشوندن
هیزم برا آتیش در رسوندن
پشت در خونه یه عده نامرد
مادرمو تو شعله میسوزوندن
زبونه بود و آتیش ، غنچه ی پَرپَرش سوخت
حتی به زیر چادر وای گیسوی سرش سوخت
تو خون وضو گرفتی ، با غصه خو گرفتی
چرا تو خونه مادر از بابا رو گرفتی
ای مادر جوونم
ای یاس قد کمونم