غرورم له شده مثه بدنت
همه چی رو بردن با پیرهنت
سرم و شکستن مثه سر تو
همونطوری که تو رو زدنت
چوب محمل و سر من چوب نیزه و سر تو
از تو قتلگاه می رسه ناله های مادر تو
آتیش خیمه ها از معجرم گذشت
از حال من نپرس آب از سرم گذشت

داغت آتیش زده روی جگرم
کجایی که تا شده کمرم
توی دل صحرا تک تنها
آخه یتیمات و کجا ببرم
رفتی و ندیدی چی شد محرمی نمونده برام
تکیه گاهم اما حسین بد جوری میلرزه پاهام
جا مونده دخترت از پشت قافله
من گریه می کنم می خنده حرمله