مشایه ( پیاده روی اربعین )
شب های جمعه فاطمه آید به کربلا
آزادم کن از این کابوس تلخ دوری از حرم
آه شعر غم انگیز غروب پاییز
مگه میشه از حرم نگفت
اجازه بده همین حالا
مگه میشه از حرم نگفت
هر کی کربلات میاد آدم سابق نمیشه
صوت الملايين | عربی ، فارسی ، ترکی ، اردو
نفس نفس با حسین
دوباره حال قلبمو نگات عوض کرد
رو بال فرشته ها دارن میان زائرا
اربعین حسینی
رو خاکا پیکر تو
تو رفتی و هر روز برا من عاشوراست
پسر فاطمه سلام سلام
یک اربعین با روضه هایت گریه کردم
چقده تو این چهل روز بی تو سختی کشیدم
یابن زهرا رو سوی کرب و بلا آورده ام
رسیدم برادر تا شام بلا
من زینبم صاحب پرچم حیدرم
تو رو میون قتلگاه غریب گیر آوردنت
من زینبم از صحنه های جنگ اومدم
یه اربعینه که از تو دورم