دل من گیر دو ابروی اباالفضله
جهت قبله نما سوی اباالفضله
مقامش بسه که حتی جبل الصبر هم
میگه بدجور عاشق روی اباالفضله
یل حیدر نسبی بَه چه علمداری
از همون بچگی جا کنج دلم داری
میگه زینب به حسین غصه نخور داداش
وقتی عباسو داری دیگه چی کم داری
داره صیقل میده شمشیر یداللّه رو
بره زیر و رو کنه لشکر اَعدارو
همه تکبیر به لباشون دارن و میگن
زنده کردی دوباره نبرد مولارو

ابوفاضل مددی جان ابوفاضل

من نمیگم آقاجون ارمنیا میگن
یه نگاهت به تموم دنیا می ارزه
هنوز میدون نیومد رجز نخوند اما
لشکر از اسم اباالفضل داره میلرزه
رقص شمشیر تو مثل رزم باباته
تا دعای مادرت فاطمه همراته
اِنقده عاشقشی که توی میدون هم
صورت رقیه روبروی چشماته
آخ چه تکبیری میگه رقیه جان واست
میگه هِی ماشاءالله به عموی باغیرت
میگه لا حول و لا قوة اِلا رو
دشمن هم زمین میفته بعدش از وحشت

ابوفاضل مددی جان ابوفاضل

صاحب چرخ فلک مست اباالفضله
مُهر نوکری ما دست اباالفضله
تویی که فقط برام عالیجناب عشقی
عشقی که واسه ما دلچسبه اباالفضله
کاش آقا قرارمون فقط همین باشه
وقت دیدارمون هم تو اربعین باشه
برگه ی براتی خوبه که تو دستای
تک یل نام آور اُم البنین باشه
همه دردا رو با یک نگاه دوا کردی
گدای حسینو مثل پادشاه کردی
من بی دعوت که نیومدم توی هیئت
تو خودت برا آقا منو جدا کردی

ابوفاضل مددی جان ابوفاضل