تا همیشه روضه می خونه ستاره
سرد و تاره
باغ پاییزی بابا بی بهاره
زرد و زاره
این صدای آه قلب بی قراره
ذوالفقاره
از در و دیوار خونه غم می باره
گریه داره

مادر خونه با خنده هات خوشه
مادر حالا که حالت ناخوشه
مادر غم تو ما رو می کشه

وقتی که می گیری دستت رو به دیوار
می زنم زار
سر زانوت زخمی میشه روزی چند بار
می زنم زار
آخه راه میری می بینی خونه رو تار
می زنم زار
من دلم خیلی پُره از در و مسمار
می زنم زار

مادر چشم تو بارونی شده
مادر پیراهنت خونی شده
مادر فصل پریشونی شده

باز که داری دنبال شونه می گردی
غرق دردی
خیلی وقته موهامو شونه نکردی
غرق دردی
پیرهن حسینتو آماده کردی
غرق دردی

مادر قلبم پر از تاب و تبه
مادر حرفات تو گوش زینبه
مادر گفتی حسین تشنه لبه