سرت درد می کنه ای وای
عجب درد سری
رو سینت جای مسماره
عجب میخ دری

چشاتو وا کن حالا منم شوهرت
منو نگاه کن زهرا منم حیدرت
پای بستر تن من می لرزه
حسین گریونه حسن می لرزه
اون روز دیگه کابوس شبهامه
هنوز اون لحظه جلو چشمامه

جای من رفتی پشت در
بی هوا زد در رو شکست
پسرم محسن رو که کشت
سینه مادر رو شکست

فاطمه جان مرو جون علی

نمیده بعد تو هیچ کس
سلامم رو جواب
نگاه کن روی دستامه
هنوز جای طناب

حالا که از دستت رفت همه حاصلت
ببین داره می خنده به من قاتلت
زهرای من از تو من ممنونم
شدی پیش مرگم به تو مدیونم
تو میری و من غریب تر میشم
ازت می خوام که بمونی پیشم

التماس می کنم نرو
می کشه من رو غربتت
تو نگفتی آخر چه شد
توی کوچه با صورتت

فاطمه جان مرو جون علی