شب اول فاطمیه دوم ۱۳۹۵ ( مسجد الهادی (ع) )

اشک من خلاصه شد تو گریه برای کوچه

حاج محمود کریمی

۱۲۳۰۳
۶۱۱۲
۱
اشک من خلاصه شد تو گریه برای کوچه
برا بلای کوچه برا ماجرای کوچه
پیرم کرده اونروزایی که مادرم شهید شد
محاسنم سفید شد با گریه های کوچه
این اشکا رنگ خونه دل من خون از زمونه
اونی که حسن و کشته داغ یه مادر جوونه
کار زهر جفا نیست جیگرم روزی پاره شد که
مادر خستم و رسوندم کشون کشون تا خونه
وای دیدم شکسته گوشواره
وای خدا برا کسی نیاره

رعد و برق اون کشیده یادم میفته هر بار
تموم دنیا انگار میشه رو قلبم اوار
طوری ضربه زد که مادر تعادلش بهم خورد
اسم علی رو اورد بین زمین و دیوار
دستاشو میکشوندم تا خونه مادر و رسوندم
دم در رد گریه هاشو با معجرش پوشوندم
با بارون نگاهش با همین شیش ماه گریه کردم
با همین دست گرد و خاک از از چادرش تکوندم
وای دیدم مادر رمق نداره
وای خدا برا کسی نیاره

همه دردا بعد مادر میرسه به تو خراهر
تو هم شکسته میشی بخاطر برادر
روزی که تنها میمونی با خیمه ها سوزان
با گریه های طفلان با بدنای بی سر
زهرای کربلایی نایب شاه سرجدایی
توی رگبار تازیونه پناه بچه هایی
بانوی عالمینی همسفر سر حسینی
توی میدون شام و کوفه تو صاحب لوایی
وای رو نیزه رأش شیر خواره
وای خدا برا کسی نیاره
وای رو نیزه ها ماه و ستاره
وای خدا برا کسی نیاره
وای رو زمین جسم پاره پاره
وای خدا برا کسی نیاره
وای از خیمه اتیش میباره
وای خدا برا کسی نیاره