شب ۲۳ رمضان ۱۳۹۴

منم که محتاجمو تویی که بی نیازی

حاج محمود کریمی

۱۵۲۹۱
۴۲۸۶
۶
منم که محتاجم و تویی که بی نیازی
من خودم و شکستم که باز من و بسازی
بیست و سه شب کنار سفره تو نشستم
چشمام و جز تو روی تموم دنیا بستم
هوای تو به داره دل زمین گیر من
کاش با خودت طی بشه روزای تقدیر من
راحم شیخ الکبیر رازق طفل الصغیر
بازم مثل همیشه دست من و زود بگیر
کاشکی بشه نبینم که عمر من تباهه
موهام شده سفید و پیش تو روم سیاهه
امشب عجبی شبی شد دل داره پر میزنه
هم شب قدر تو هم شب عشقه منه
باز شب جمعه اومد چشام داره میباره
هوایی حسینه چون که هوام و داره
میگن شب جمعه ها شده شبای رحمت
با پهلوی شکسته زهرا میره زیارت
امشب بریم زیارت عاشقای گرفتار
زیارت بی کفن زیارت علمدار
میگن که مشک سقا یه قطره آب نداره
بازم رباب دعا کن شاید بارون بباره

تو صدات دعوت و شرمنده از این تاخیرم
تو هیاهوی زمونه با خودم درگیرم
نفسم خس خس برگاست که زیر پا مونده
هوای دنیا چه سنگینه دارم می میرم
باید اول دل و پیش قدم کنم
باید این فاصله ها رو کم کنم
تا تو یک بار من و قابل بدونی
بتونم پرچمت و علم کنم
میره هر کس که دلش رفتنیه
تو دلش رازای ناگفتنیه
شب جمعه حرمش دیدنیه

یه شکسته پرم و تو هوس پروازم
بی صدا بودم و شد بغض گلو آوازم
حالا که از حرمت دورم و نزدیک غمم
یه حرم تو دلم از جنس غمت می سازم
اومدم تا که برات گریه کنم
زیر خاکم به هوات گریه کنم
سهم این چشمای من رو بده تا
واسه خشکیه لبات گریه کنم
دل من وقف هوای حرمت
همیشه سائل لطف و کرمت
شب و روز گریه کنم برات کمه بازم کمه