دوباره مرغ روحم هوای کربلا کرد
دل شکسته ام را اسیر و مبتلا کرد
ز سر گذشت اشکم به لب رسیده جانم
که هر چه کرد با من فراق کربلا کرد
شود تمام هستی فدای ان دو دستی
که غرق بوسه با اشک علی مرتضی کرد
سزد همه جوانان حنا ز خون ببندند
که جا به حجله خون یتیم مجتبی کرد