کوچک ترین دلیر پس از شیرخواره بود
طفلی که در سپهر شجاعت ستاره بود
هر چند که اجازه جنگ آوری نداشت
آماده باش منتظر یک اشاره بود
از اینکه رفته اند همه داشت میشکست
از اینکه مانده بود دلش پر شراره بود
دستش به دست عمه و چشمش پی عمو
در جستجوی یافتن راه چاره بود
چون دید شاه کشور جانها چنین غریب
در حلقه ی محاصره صد سواره بود