ای عفو و کرامت ز ازل بنده تو
خصم شرمنده و دلباخته خنده تو
رحمت واسعه ی حق یم طوفنده تو
من کیم بنده ی درمانده ی شرمنده تو
سیدی حر سیه رو به شما پیوسته
این یزیدی به امام شهدا پیوسته
شیشه ام آمده ام تا گهرم گردانی
پیش شمشیر بلایت سپرم گردانی
از کرامت بکشی زنده ترم گردانی
چون غبار ره خود دور سرم گردانی
آب بر کام من از تیغه شمشیر ببخش
حر خود را به علی اصغر بی شیر ببخش
تو یزیدی نه کز آغاز زما بودی حرّ
سخت دلتنگ تو بودیم کجا بودی حرّ