می خواستم چراغ شب هام باشی
می خواستم همیشه باهام باشی
می خواستم عصای دستام باشی
ای علی اکبرم
وقتی رفتی از حرم
یادم اومد مادرم
ای قد و بالات و برم
حالا اومدم بالا سرت
چی شده گلم با پیکرت
منم و نفس نفس زدن
تو و نفس های آخرت

می خواستم یار امامت باشی
ای یوسف عزیز امت باشی
فردا تو پناه عمت باشی
پیر شدم با رفتنت
لحظه ی افتادنت
پیش چشم کشتنت
آه ارباً ارباً شد تنت
وقتی به تو می رسم علی
می بینی که بی کسم علی
بیا و یه کم آروم بگیر
تو رو به علی قسم علی

می خواستم برام پر و بال باشی
تا فردا برام کمک حال باشی
افتادم کنار گودال باشی
پاره پارست این بدن
پیش چشمم جون نکن
دست و پا اینقدر نزن
دلبر رعنای من
پسرم و کشتن ای خدا
تموم تنش جدا جدا
چی جوری بلند شم از زمین
تا ببرمش به خیمه ها