تو غم این حرمو داری
غربت مادرمو داری
من غم رفتنت و دارم
اختیار سرم و داری

وای می بینم پریشونی
من رو قابل نمی دونی
که دارم دو تا قربونی
تنها تنها تو میدونی
ارباب گلای من شدن بی تاب
برادر جان منو دریاب
من تو عشقت سهیمم
پای عشق قدیمم
آه ای دار و ندارم
ای سلطان کریمم

تو غم این حرمو داری
غربت مادرمو داری
من غم رفتنت و دارم
اختیار سرم و داری

با می افتیم به پای تو
ما می گیریم عبای تو
ما می میریم برای تو
جون عالم فدای تو
بستم دخیل این دل خستم
به دامان تو دستم
بی قرار دل من
ای دلدار دل من
بر من فرمان بده
فرماندار دل من

تو غم لشکرت و دیدی
رفتن اکبرت و دیدی
اذن بدی تا خود قیامت
آبروی من و خریدی

ما لب تشنه تو دریایی
ما مجنون و تو لیلایی
ما هستیم و تو تنهایی
ماییم بنده تو آقایی
پیر شد سپاه تو زمین گیر شد
ببین زینب چقدر پیر شد
آه مگه خواهر تو
رفته از خواهر تو
چی میشه سهم زینب
از هل من ناصر تو

من غم دخترتو دارم
غصه حنجرتو دارم
اضطراب غریبی او
لحظه ی آخرت و دارم