شب سوم محرم ۱۳۹۳

تشنه ای که پی آبه سبوی تو براش نابه

کربلایی جواد مقدم

۴۴۵۴۷
۱۳۰۱۳
۸
تشنه ای که پی آبه
سبوی تو براش نابه
ازپادشاهی بالاتر
غلامی تو اربابه

فدای بیرق و علمت
فدای جرعه های غمت
که جام من رو پر کرده

بوی غذای خان کرم
دوباره بوی سیب حرم
مشام من رو پر کرده

توروضه ی تو شاه غریب
خون بریر و جوْن وحبیب
می جوشه تو رگ و ریشم

سنگ سیاه رو دُرّ میکنی
اینطوری حر رو حر میکنی
اگه بخوای درست میشم

روی لبش روحی فداک
سینه زنی که سینه چاک

آقام آقام حسین زهرا

میدونی این دوچشم تر
بی تو نمی باره هیچ وقت
کریم گدارو پشت در
نگه نمی داره هیچ وقت

به دعوت خودت اومدیم
توهییت خودت اومدیم
آخر ما رو فرا خوندی

ورق ورق غزل به غزل
برای ما تو روز ازل
روضه کربلا خوندی

کاریه که فراق میکنه
دلمو نقره داغ میکنه
کرب وبلا ازت دورم

فدایی ام برا امیرم
باید برا حسین بمیرم
من مامورم و معذورم

به زیر پات یه مشت خاک
سینه زنی که سینه چاک

آقام آقام حسین زهرا

اینو بدون که دشمن ها
ریشه رو می زنن تنها
این روضه ها صاحب داره
امون ز شبهه افکن ها

باحال کربلایی میگم
من اینو به اونایی میگم
که افتادن تو بی راهه

بی وفایی رو یاد نگیرین
ازروضه ها ایراد نگیرین
چوب میخورین به والله

بی اون شور دل انگیزی نیست
غذای نذری که چیزی نیست
جون ما نذر آقامون

ذکرش عجب عقیقی شده
باید به هرطریقی شده
وا بشه به حرم پامون

برای کربلات هلاک
سینه زنی که سینه چاک

آقام آقام حسین زهرا