میلاد امام حسین (ع) ۱۳۹۳

با غمزه های چشم صنم مست می کنم

حاج مهدی اکبری

۱۳۹۳
۱۱۳۰
۳
با غمزه های چشم صنم مست می کنم
تا ذوق شاعرانه کنم مست می کنم
در گیر و دار قافیه هم مست می کنم
تا میکده قدم به قدم مست می کنم
دیوانه ام که دم همه دم مست می کنم

امشب بساط مستی مان جور میشود
شاعر به شوق مدحیه مجبور میشود...
مدحیه خوان غم زده مسرور میشود
حالا که حرف خوشه ی انگور میشود
من بی خیال غصه و غم مست می کنم

از من مپرس محتسب دین! حساب را
بر من نخوان شرایط فقه کتاب را
ساقی کجاست تا برساند شراب را ؟؟
فکری کند خماری حال خراب را
تا بر پیاله لب بزنم مست می کنم

در جست و جوی گوهر نایاب سرخوشم
در می گساری شب مهتاب سرخوشم
با یک پیاله از پدر اب سر خوشم
من رعیتم به حضرت ارباب سرخوشم
حتی ز یاد او به عدم مست می کنم

دل میدهم که دلبر و دلدار میرسد
سر میدهم که سید و سالار میرسد
باب نجات مردم بیدار میرسد
حالا که ناخدای فداکار میرسد
در کشتی نجات امم مست می کنم

روزی رسان فصل حیاتم فقط حسین
سر منشأ همه حسناتم فقط حسین
حج و جهاد و خمس و زکاتم فقط حسین
ختم کلام صوم و صلاتم فقط حسین
هرشب به جام و باده قسم مست می کنم

از اشک چشم او بشود جانماز ، تر
چون او نبود بنده ی بنده نواز تر
شد بی نیاز از کرمش بی نیاز تر
از شرم ما نشد در این خانه باز تر
با لقمه نان شاه کرم مست می کنم

اینجا که در دوراهی ان دل مردد است
اینجا که مستی همه عشاق بی حد است
اری برای عشق شروعی مجدد است
این تکیه و حسینیه ها اصل میکده ست
شب های جمعه زیر علم مست می کنم

دارد شمیم سیب جنان میکشد مرا
دارد مناره های اذان میکشد مرا
ان نهر پاک و آب روان میکشد مرا
رسوا شدم مگر به عیان میکشد مرا ؟
در کوچه باغ ان بدوم مست می کنم

میخانه را به مستی ما احتیاج نیست
احباب را به جام بلا احتیاج نیست
در نینوا به نی و نوا احتیاج نیست
اصلا سفر به کرب و بلا احتیاج نیست
زل میزنم به عکس حرم مست می کنم