کربلا خونمه از چی دل بکَنم
حق دارم که بگم با تو هم وطنم
بارونِ بارون ، چشمای گریون ، این شبا گریه عادتم شده
توی رؤیاشم ، کربلا باشم ، برا یکی دو ساعتم شده
خیلی بیتابم ، نکنه خوابم ، حالا که دیگه نوبتم شده

وای کرب و بلا

باز ببین اومدم با یه چشمای خیس
جزو گریه کنات اسمَمو بنویس
منم و اشکام ، همین رو میخوام ، که اینا یادگاری میمونه
ما میریم اما ، از ما تو دنیا ، یه دنیا بیقراری میمونه
با تو میدونم ، دل دیوونم ، توی پاییزم بهاری میمونه

وای کرب و بلا

دنیا میگذره و فکر آخرتم
با تو شک ندارم غرق مغفرتم
عشق تو پاکه ، شکر خدا که ، تو هیئتِ تو سینه زن شدم
اگه گداتم ، از نوکراتم ، از کرم امام حسن شدم
غمتو خوردم ، آخرش مُردم ، با پیرهن سیاه کفن شدم

وای کرب و بلا