کوچه شلوغ و کوچه پر از دود
یاس نبی و آتیش نمرود
مولا رو دارن می برن از خونه
پیش چشاش کوچه پر از بارونه
رو در و دیوار خونه پر خونه پرخونه

از تو هیاهو یه نفر داد می زنه وا اُماه
انگار حسینش داره فریاد می زنه وا اُماه
وای ای وای ای وای ای وای

چه ظالمونه چه نابرابر
بین طناب دستای حیدر
فاطمه از همنفش جا مونده
همنفس فاطمه تنها مونده
داغ غمش رو دل زهرا مونده

یه گوشه زینب داره هق هق میکنه وا اُماه
مثله حسینش حسنش زار می زنه وا اُماه
وای ای وای ای وای ای وای

چیزی نمونده از در خونه
محاله مادر زنده بمونه
آسمونا آخر روی خاکا افتاد
آخرشم مادرم از پا افتاد
روی زمین هستی بابا افتاد

پیش چشامون داره پر پر می زنه
ناله حسینم برا مادر می زنه
وای ای وای ای وای ای وای