گلچین فاطمیه ۱۳۹۱

مادر برام یه هم زبون بود

جواد مقدم

۷۲۸۵۸
۶۱۸۲۵
۴
مادر برام یه هم زبون بود
مادر برام آروم جون بود
انقدر ازش عاطفه دیدم
میگم دلش یه آسمون بود
کی تو جوونی لرزش دست می گیره؟
حتی روشو وقتی تو خونه ست می گیره
وقتی میشه صورت ورم کرده باشه
لگد تو پهلو عمرو کم کرده باشه
آه آه آه
خودم دیدم لحظه سیلی خوردنو
لحظه پهلو با لگد شکستنو
وقتی در خونه آتیش می زدن
صحنه خوردن زمین مادرو

مادر زینب مادر زینب

رمق نداره دیگه زانوش
هی جلو چشما میره از هوش
میخواد به روم نیاره اما
خیلی داره خونریزی پهلوش
فهمیدم از پیرهنش که خونی بود
تموم کاراش ای خدا پنهونی بود
دستاش می لرزید موهامو شونه می کرد
تنها با سختی کار خونه می کرد
آه آه آه
آخ بمیرم حامله بوده مادرم
آماده لگد نبوده مادرم
پارگی لاله گوشش به کنار
صورتش از سیلی کبوده مادرم

مادر زینب مادر زینب

پیر شده مادرم یه روزه
حالا دیگه وقت بروزه
از همه بیشتر دل زینب
واسه داداش حسن می سوزه
خیلی چیزا رو دیده داداش حسنم
آخه خجالت می کشم حرف بزنم
مادرمو مجروح و زخمی دیده اون
چادر خاکی بدنش رو غرق خون
وای وای وای
بمیرم از غصه داره دق می کنه
یه گوشه کِز می کنه هق هق می کنه
دیده داداشم مادرم خورده زمین
غلاف و پهلو ...